عنکبوت بیمار و بی صدا ؛ والت ویتمن .به ترجمه ی : داریوش شرعی
-
تاریخ: 1395/8/2 ساعت: 5:52
عنکبوتی بیمار ، بی صدا و بی یار ، بر آن برآمدگی کوچک تنها نشسته، نگاهم نشست، که چگونه نشسته ، ریسمان می دهد بیرون ، بریس و بتن ، ز تن که بجوید پوچ پهنای اطرافش را ، پای قرقره نشسته ، فرفره وار ، می ریسد و می ریسد .... و تو ، روح من ، تو ، تو کجا نشسته ای محیط و محاط ، بسیط در اقیانوس های بی بساط بی ...
ادرس اینستاگرام وبلاگ
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 1:54
un_self_portrait جدیدترین ترجمه ها و نقد ها ....
پاره ی گوشت ؛ فرانسین پونژ ؛ فارسی ی نوید دیده بان
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 1:54
هر پاره ی گوشت ، کارخانه ایست ، آسیاب ما و پرس ها برای خون ، کوره های دمان ، خم هایی مجاور پتک های کبیر ، بالش های چربی ....بخاری جهان و جوشان ، آتش هایی تاریک و رعد هایی سوزان ...جویبارانی گشوده به آسمان که خاکستری صفرایی را به دست می دهند ...همه ی اینها شب هنگام سرد می شوند به نرمی ، سر به سوی مرگ...
دو شعر از ژان کوکتو ؛ فارسی ی نوید دیده بان
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 1:54
راز تله گذار من ساکن ((ترمه -اربن) هستم به من دوش و گرمابه ای داده اند ک پاکم کنند از افیون که آدم حسابی محال است کفلمه کند ... من ک عجالتا بی افیون پاره پوره ام و پایم روی زمین نیست ابدا ... ساقه ی خشخاش چیده ام روشنایی شده سحر من .... عشق یک ضرب چاقو به خوش طبعی گلی ست بگذار من تو را بکشم ! آرام و...
دوترجمه از والت ویتمن ؛ نوید دیده بان و داریوش
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 1:54
o captainوالت ویتمن احتمالا مشهورترین شعر اوست . شعری سترگ در ادبیات آمریکا با لحنی حماسی و دربردارنده ی همه ی المان های سبکی ویتمن که پایه گذار شعر نو آمریکا گردید . شعری در سوگ آبراهام لینکلن ...اینجا سعی کردیم تفاوت نگاه و لحن در ترجمه را در بیاوریم ...و چه چیز بهتر از شعر ویتمن که عین سهل و ممتن...
وامانده ؛ نقد و ترجمه های گزوه ریدیوهد ؛ فارسی ی داریوش شرعی
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 1:54
وامانده ترجمه ایست از اصطلاح انگلیسی : high and dry که یکی از بهترین های انها نیز می باشد . خود سه معنی می دهد : کشتی ای به گل نشسته انسانی که برای رسیدن به موفقیت تلاش کرده و به آن نزدیک می شود و به یکباره پشتش خالی و به حال خود رها میشود ...یه نوع وانهادگی و واماندگی سوم به مصرف ماریجوانا بدون مشر...
تنها با همه کس ؛ چارلز بوکوفسکی ؛ فارسی ی داریوش شرعی
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 1:54
گوشت تنت ک استخوان را پوشاند حواسش نبود که مغزی نیز این وسط دست و پا درآورد و گاهی روحی هم همین دور و ور سر بر بیاورد ...گاهی و زنان جیغ میزنند و گلدان می شکنند بر سر مردانشان ک نیمه شب پاتیل و خراب ز شراب ناب به خانه آمده اند و هیچ کس کسی را برای خویش پیدا نمی کند اما هنوز می گردد و از تخت خالیش هی...
راهی که مردگان عشق می ورزند ؛ چارلز بوکوفسکی ؛ ترجمه ی داریوش شرعی
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 1:53
سال ۸۹ بود که ترجمه ی مجموعه داستان جنوب بی شمال در همین وبلاگ آغاز شد . هنوز هم علی رغم این همه سال شاهکارهای او چاپ نشده و یا با ممیزی های فراوان چاپ شده اند . این یکی داستان اما خود قصه ی متفاوتی دارد . دربرگیرنده ی همه ی مضامین بوکوفسکی وار و این بار با دوزی بیشتر ...تلخ تر ...گزنده تر و عیان تر...
تسبیح آلت ؛ دی .اچ.لارنس؛ فارسی ی نوید دیده بان (۱)
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 1:53
عشق من خوابش برده زیرزمینی صورتش چرخ خورده بالا، سویم ، زمینی به بوسه ای مدید ، دهانش باز آخر برده زندگی اش و حیاتم را ، به راز همپای دختری دهاتی ...رسیده و لق لقو ... می رقصم در جشن سال نو زیر داروش پس و پیش می شویم لای جمعیت دختر با تن گنده و نرمش ، چون غلافی ترد ز گندم ، با تمام قلبش سرید میان با...